افتادن بازار پول به‌دست يهوديان بود. ولي بازرگانان مسيحي‌، به ويژه بازرگانان بزرگ شمال ايتاليا هميشه نمي‌توانستند در اين عقايد خرافي شريك باشند و تدريجاً به‌كارهايي دست زدند كه شرعاً حرام‌ بود، با اين حال اگر مي‌خواستند به‌كارشان ادامه دهند از قبول آنها ناگزير بودند. معاملات بانكي و بيمه‌ در انحصار يهوديان نبود؛ بازرگانان مسيحي‌، به‌ويژه اهالي جنوا، فلورانس‌، ونيز و لومباردي‌1 به‌طور روزافزوني در اين گونه معاملات شركت مي‌كردند. به علاوه‌، اين امكان هميشه وجود داشت كه بدون‌ گرفتن بهره پول قرض داد و در سود هم سهيم شد و اين كار نيز انجام مي‌گرفت‌. علي‌رغم اين استثناها و حيله‌ها، شكي نيست كه تحريم ربا از سوي كليسا رشد بازرگاني و من‌غير مستقيم رشد حرف و صنايع را كُند كرد. بي‌شك تأكيد كليسا بر آخرت و اين‌كه انسان حق تملك چيزي را ندارد، بلكه فقط حق استفاده از آن را دارد (مالك مطلق‌، مانند سلطان حقيقي‌، تنها خداوند است‌) و هم‌چنين وضع قوانيني بر ضد رباخواري و تحقيري كه نسبت به اين شغل مي‌شد، هرنوع فعاليت دنيوي را فلج مي‌كرد. اين امر كه‌ بازرگانان به‌رغم تقبيح كليساي مورد احترامشان‌، به رونق كارشان ادامه دادند و تعدادشان بيشتر شد، ثابت مي‌كند كه نمي‌توان به‌طور مصنوعي از پيش‌رفت اقتصادي جلوگيري كرد.
هم‌چنان‌كه بي‌نوايي براي خريدن نان به پول نياز داشت‌، بازرگان هم براي رونق بخشيدن به حرفه‌اش‌ نيازمند پول بود. ولي اين دو مشكل سخت با هم فرق داشتند. اولي را مي‌شد با احسان حل كرد و دومي‌ را نه‌. در شهرهاي در حال رشد، هر چه فقر و ثروت شخصي فزوني مي‌گرفت و تعداد مردم تهي‌دست‌ بيشتر و مشكل‌آفرين مي‌شد، وظايف خيريه زيادتر و دشوارتر مي‌گشت‌. ايجاد بنگاه‌هاي كارگشايي‌ بدون بهره يكي از روش‌هاي كمك به بي‌نوايان بود؛ ولي اين روش هنوز در سده‌ٴ چهاردهم ايجاد نشده‌ بود و در نيمه دوم سده‌ٴ پانزدهم پيدا شد.2
كليسا، هرچند براي فلج ساختن تجارت تلاش فراواني كرد، براي جلوگيري از انباشتن‌ دارايي‌هاي ملكي كاري انجام نداد و در واقع خودش بزرگ‌ترين زمين‌دار اروپا شد. بخشي از آن به‌ علت ناميرا بودن كليسا بود. ملك خصوصي اغلب به دليل نياز صاحبش به پول‌3 يا در اثر مرگ او


1. واژه‌ٴ لومبارد در انگليسي (از سده‌ٴ چهاردهم‌) به معني بانك‌دار، صراف و صاحب بنگاه رهني درآمد (فرهنگ انگليسي آكسفورد).
2. يادداشت مربوط به دُوران دو سَن پورسَن را ببينيد.
3. تعداد زيادي از آنها را صليبيان به كليسا فروختند تا بتوانند براي نفراتشان تجهيزات و براي سفرشان پول فراهم كنند.